تنوع مورفولوژیکی و رفتاری قارچها در طبیعت با موفقیتهایی فوق العاده آنها از
لحاظ بیومس، تعداد گونه ، تنوع زیستگاه، و ظرفیت آنها برای همزیستی با دیگر
میکروارگانیسم ها منعکس می شود.
تکامل قارچها یک نقطه آغازین مناسب است . جهت بررسی خصوصیات اکو فیزیلوژی قارج ها . قارج ها منشأ های متغیر ومبهمی دارند و پیوسته توسط شجره نامه نویسان مورد باز بینی قرار می گیرند.


خاستگاه و فیلوژنی :

اگرچه فیلوژنی از مواردی است که مدت های طولانی ذهن را به خود مشغول کرده است
، ولی با این وجود هنوز هم یک طرح کلی قابل قبول برای ظهور گروه های اصلی قارچی
وجو ندارد.

تشکیل یک شجره نامه متوالی از خاستگاه های مبهم قارچ های موجود و تصمیم گیری
در مورد خصوصیات پیشرفته از مشکلات تأسیس یک شجره نامه است. به علاوه به دلیل یک
ساختار ساده آنهامحدودیتی در تعداد مسیرهایی که قارچ می توانند به وسیله آنها به
هدف های با اهمیت برسند، وجوددارد .

با کنار گذاشتن میکسومایکوتا که مسئله بسیار مهمی است، تکامل تدریجی قارچ ها و
ارگانیسم های مشابه در طی دو خط مشخص اتفاق افتاده است. که شاید از اجداد جلبکی
جدا از هم منشأ گیرند.

بخش اعظم گستره قارچها به نظر می رسد که به یک گروه تک نیایی متعلق باشد.
قارچ

های اوومایست و هیفوکیتریدیومایست که نسبتاً گونه های کمی را در بر دارند. شاید یک
مسیر جداگانه ای را طی کرده باشند و هم اکنون در سلسله کرومیستا جای
گرفته

اند.

با این وجو مایکولوژیست ها موفق نشده اند که اینها را به گروههای دیگری ارجاع
دهند.و مطالعه آنها از مطالعه قارچ های حقیقی تجزیه ناپذیر است.

تمام ارگانیسم ها توانایی سنتز لیزین را دارند. سنتز لیزین از دو مسیر امکان
پذیر است.

  1. 1.    
    مسیر DAP
  2. 2.    
     مسیر AAA

تا به حال هیچ ارگانیسمی دیده نشده است، که از هر دو مسیر استفاده کند. مسیر DAP در قارچ

های اوومایست و هیفوکیتریدیومایست رخ می دهد. مسیر AAA در سایر قارچها دیده شده است.

به دلیل این که بین دو مسیر هیچ درجه بندی وحود ندارد . که این اختلاف یک
دوگانگی را می رساند.

اگرچه اختلافات خیلی محدود هستند، ولی در این جا معیارهایی وجود دارد ، به
ویژه ساختار دیواره سلولی که همواره با قارچ ها مرتبط است و یک فاکتور معتبر برای
خویشاوندی است. پلی ساکاریدهای ساختمانی ، اوومایست ها و
هیفوکیتریدیومایست

ها را از دیگر قارچها جدا می کند. چون در ساختار دیواره سلولی اوومایست ها و هیفوکیتریدیومایست
ها سلولز دیده شدهاست. در حالیکه قارچهای دیگر فاقد سلولز در دیواره سلولی هستند.

بیشتر یوکاریوت ها اسیدهای چرب اشباع نشده با زنجیره طویل را از لینولینیک
اسید از دو راه می سازند. یکی از آنها از طریق آلفا لینولینیک اسید است . راه  دیگر از طریق گاما لینولینیک اسید بوده. راه
اول در آسکومایستها و بازیدیومایست ها شایع است.

اما آنچه که به طور جدی از اینها برداشت می شود؛ مشکل است .

پلی اللهای غیر حلقوی در قارچ ها به وفور یافت می شود. ولی فقدان این مواد در اوومایست
ها بار دیگر آنها را از قارچ های حقیقی جدا می کند.

اگر چه شناسایی چنین طرح های بیوشیمیایی یا فیزیولوژیکی می تواند در پشتیبانی
از طرح های فیلوژنتیکی مورد استفاده قرار گیرد، اما اهمیت سازگاری آنها به طور
ثابت مشخص نیست. تشخیص دقیق این که کدام یک از آنها ممکن است از نظر تکاملی نسبت
به دیگران پیشرفته تر باشد، غیرممکن است.

پراکندگی قارچ ها در کره زمین :

طبق مطالعات جدید ، به احتمال زیاد پس از دوران پری کامبرین
، قارچ ها شروع به توسعه و پخش وسیع در دریاها کردند، سپس به ترتیب توسعه یافته و
برای زندگی در آبهای شور و پس از آن آبهای شیرین آماده شدند. قارچها برای ورود به
خشکی باید بر یک سری از مشکلات غلبه کنند. که این موجب ظهور قارچها در خشکی به
صورت اندوفیت شدند . بنابراین توسعه قارچها از گیاهان جدایی ناپذیر است.

عوامل مؤثر در موفقیت قارچ ها :

شماری از ویژگی های قارچی موجب افزایش توانایی های آن و افزایش اختیارات آن
شده است. صرف نظر از اشکال غیرجنسی همه قارچها وابستگی بارزی به سلول های
باکتریایی دارند و سطح کمتری نسبت به حجمشان دارند. و درنتیجه یک کنترل کافی روی
انتشار و ورود و خروج مواد به سلول را دارند. به طور معمول قارچ ها نسبت به باکتری
ها آهنگ رشد کندتری را دارند که این به دلیل کاهش رشد رویشی این ها ست.

یک مزیت برجسته برای قارچها اندازه بزرگتر آنهاست که بر خلاف باکتری ها ،
امکان کنترل بیشتری را برای شنا کردن و کنترل حرکت به قارچها می دهد.

اکثر مایسلیوم های قارچی ، لوله ای و منشعب و با رشد انتهایی هستند. در یک
زیستگاه هیف ها اجازه رشد سریعتر و نفوذ آسان تر به سوبسترا را می دهد. در این
میان تعداد انشعابات و حجم ماده ای که در معرض آنزیم های خارج سلولی قرار می گیرد
، افزایش می یابد. که این موجب به دست آوردن مواد غذایی بیشتر می شود و یک ناحیه
سطحی مناسب را جهت افزایش گنجایش نسبی ریسه فراهم می کند.

توانایی قارچ های دیواره دار به وسیله همپوشانی بین هیف ها باز هم بیشتر می
شود. ترکیب هیف را برای اجتماع توانا می کند و بنابراین به تشکیل ار گانهای جنسی و
غیر جنسی کمک می کند.

بیشتر قارچهای رشته ای قادرند که فرمشان را در طول دوره های ممتد یا متناوب از
استرس حفظ کنند. به علاوه تعداد نسبتاً کمی گونه هستند که در شرایط سخت رشد
رویشی

شان وارد فاز مخمری می گردد که با مساعد شدن شرایط به حالت ریسه ای بر
می

گردد.

مرحله مهم بعدی برای هیف توانایی برای وقوع روان شدن سیتوپلاسمی است. به محض
سبک شدن اندازه مسائل انتشار مطرح می شود. که این چندین عمل مهم دیگر را در پی
دارد.

توانایی گنجایش هیف برای مهاجرت ، همچنین به نگه داشتن سیتوپلاسم کمک می کند.
به طور مثال زمانیکه مایسلیوم در حال رشد هستند، سیتوپلاسم ممکن است به طور مرتباز
قسمت پیر ریسه تخلیه شود. پس در قسمت بیرونی باتشکیل دیواره یا با بستن دیواره
موجود ، دیواره ای ایجاد می گردد. به همین شکل هیف آسیب دیده هم ممکن است از
سیتوپلاسم تخلیه شده و جدا شود و به این ترتیب یک توانایی برای تعمیر و محافظت
ایجاد می گردد.

آخرین توانایی آنها این است که شاید دیواره های عرضی راه های توسعه قسمت های
هیفی مجاور را تحت تأثیر قرار دهد. که به این صورت کنترل بیشتری را می تواند اعمال
کرده و امکانات برای تمایز و ارگان زایی را افزایش دهد.

حضور موفقیت آمیز و پراکندگی در کره زمین به سیستم های پراکنش کارآمد نیاز
دارد. سازگاری وسیع آنها در محیط نشان می دهد ، که شاخص سازگاری آنها هم برای
تولیدمثل و ترویج آنها است و همچنین به عنوان عاملی برای ترکیب هاپلوئیدها سازگار
است.

خاستگاه پروپاگول های هوازی مبهم است. اما یک احتمال قوی این است که برخی از
آنها از نیاز روز افزون قارچ های میکوفیلوس به آلوده کردن قسمت های هوازی گیاهان
به طور مستقیم منشأ می گیرند.

ویژگی های مربوط به تغذیه :

در زمان بررسی تکامل قارچها بایستی طبیعت الگوهای تغذیه ای را هم مد نظر داشت.
به ویژه این که هر نوع الگوی تغذیه ، حاوی مجموعه ای بزرگ از مکانیزم های فیزیلوژی
مرموز است.که ازطریق انتخاب مواد غذایی بروز می کند.

سه الگوی غذایی برای قارچها مشخص شده است . که به قرار زیر  است:

  1. 1.    
    ساپروفیت
  2. 2.    
    بیوتروف
  3. 3.    
    نکروتروف

قارچهای ساپروفیت بر روی مواد غذایی آلی غیرزنده دیده شده اند.

 قارچهای نکروتروف ابتدا بافت های میزبان را می
کشند و سپس بعد از مرگ موجود از آن تغذیه کرده.

قارچ های بیوتروف ، فقط از سلول های زنده مواد غذایی خود را اخذ می کنند و با
مرگ موجود ، فعالیت این گروه نیز متوقف می شود.

بر این اساس مشخص شده است که ساپروفیت ها برای بقا نسبت به نکروتروف ها
توانایی بیشتری دارند و این گروه نیز نسبت به بیوتروف ها از شانس بقای بیشتری
برخوردارند.  مشاهدات نشان داده که پارازیت
ها از اجدادشان که دارای زندگی آزاد بودند منشأ گرفته

اند.  در این که چنین اتفاقی رخ داده هیچ
شکی نیست، اما این که آیااین تمایل در بین قارچها یکسان است ، مورد سؤال قرار می
گیرد.

خیلی از قارچها از الگوی واحدی تبعیت نکرده و درجاتی از تغییر را در طول سیکل
زندگی نشان می دهند.

بر اساس مشاهدات مکرر بر روی رفتارهای اختیاری ، به نظر می رسد که همپوشانی
بیشتری بین ساپروفیتی و نکروتروفی وجود دارد. که در مقایسهه با همپوشانی هر کدام
در مقابل بیوتروفی قرار می گیرد.

در مجموع به نظر می رسد خیلی از قارچها یک توانایی مساوی برای نکروتروفی و
ساپروفیتی داشته باشند.

نظریه راهبردی :

با مطالعات طولانی مدت بر روی اکو فیزیولوژی ، چیزی بیش از ثبت مشاهدات بر روی
پدیده های مجزا به دست نیامده است. تئوری استراتژی برای تشکیل یک رده بندی برای
ارگانیسم ها در تیپ های عملی خوب تلاش می کنند که برای اکو فیزیولوژی گیاه و جامور
تأسیس شده است.

فشار انتخاب و توزیع گونه ها در داخل گروه های راهبردی می تواند به عنوان
نماینده ای در مدل های ساده باشد. به این ترتیب c-selection  در یک استراتژی سازگار  یا ناسازگار ایجاد می شود. که توانایی اشغال
منابع در شرایط کمبود استرس و کمبود مزاحمت را ماکزیمم می کند.

پس selection-R   با یک چرخه زندگی کوتاه و همراه با توانایی
تولیدمثل و موفقیت در پراکندگی در شرایط غنای نیتروژن را بیان می کند.

عوامل تعیین کننده کنج اکولوژیک نظریه راهبردی مدل های پیش بینی کننده ای را
تأمین می کند  که در آن فرضیات اکو لوژیکی
بنا می شوند و تست می گردند.

قارچه برای فعالیتشان به کاهش ترکیبات کربن و معمولاً هیدرات های کربن وابسته
اند. پس هنگامی که قارچی شروع به رشد در محلی می کند ، باید به منابع انرژی دسترسی
داشته باشد.که با برخورد با سه فاکتور به شدت تحت تأثیر قرار می گیرد.

این سه فاکتور  محدود کننده شامل:
رقابت – مزاحمت – فشارهای محیطی است.

رقابت :

تقاضای فعال دو یا تعداد بیشتری از افراد یک یا چند گونه برای یک منبع یکسان
محدودیت پذیر. که بسته به مکانیزم های مختلف به صورتهای مختلفی ظاهر شده.

فشار یا استرس :

حالت مداوم از یک محیط افراطی محیط زیست 
موجود زنده را تحت تأثیر قرار می دهد و وقتی گاهی تا توقف رشد هم پیش می
رود که میتواند اساس غذایی داشته باشد یا نداشته باشد.

مزاحمت :

زمانی رخ می دهد که تمام یا قسمتی از کل توده قارچ از
بین می رود  یا در معرض انتخاب جدید قرار
می گیرد. ایهم مثل رقابت دارای دو جنبه است.یا مزاحمت شدید است ؛ که آنی است و
ویرانگر است ، که به صورت شدید رخ می دهد و محیط زیست قارچ را تحت تأثیر قرار می
دهد که این کمیاب تر است . یا این که مزاحمت به صورت ملایم وجود  دارد  و
شدید نیست و تخریب آن کمتر از قبلی است. مثل ورود مواد آلی به بیومس قارچهای بومی.