Saccharomyces cerevisiae  یک مخمر قارچی معروف است که در نانوایی
ها و صنعت آبجو سازی زیاد به کار میرود. زمانیکه این قارچ یوکاریوت در زمینه
های بیولوژی شناخته شد، و از آن به عنوان مدل در کارهای مولکولی استفاده گردید ، اهمیت فوق العاده ای پیدا کرد. مخمرهای آسکومایستی از نظر فیلوژنی در یک گروه قرار می گیرند.


اختلاف بین مخمرها و قارچهای دو شکلی اغلب مشخص نیست. اخیراً بررسی
های قابل توجهی در مورد خاستگاه مخمرها انجام شده؛ برخی مخمرها را قارچهای اولیه می
دانند، در حالیکه بعضی بر این عقیده اند که آنها اشکال تحلیل رفته
ی رده
های تاکسونومی پیشرفته
تر از نظر تکاملی می
باشند. بررسی های فیلوژنیتیکی توالی
های rDNA ثابت کرده است که مخمرها به عنوان گروه خواهری برای آسکومایست
های رشته
ای و یا آسکومایست
های حقیقی، می
باشند.

گروه قارچهایی چون، Schizosaccharomyces , Taphrina , Protomyces , Saitoella , Pneumocystis  ، یک شاخه منشعب را بر پایه
ی شاخه آسکومایستهای واقعی مخمری تشکیل می
دهند.بنابراین مخمرها را تنها بر اساس وجود یا عدم وجود جوانه
زنی نمی
توان تعریف کرد. شاخه Ascoidea و گونه
های اصلی Eremothcium جوانه
زنی نشان نمی
دهند.

جنس Schizosaccharomyces که به عنوان اعضاء شاخه مخمرهای آسکومایستی شناخته شده ، و در محیط
کشت به عنوان قارچهایی که رشد رویشی غالب در آنها به صورت جوانه
زنی و تقسیم دوتایی است، دیده شده است. این قارچها ، اندام باروری نیز تشکیل نمی
دهند.

  • وقوع و توزیع و جداسازی

ü   وقوع و توزیع (پراکنش):

مخمرهای آسکومایستی به میزان وسیعی در طبیعت پراکنش دارند، که بیشتر آنها با مواد آلی مشتق شده از گیاهان و جانواران در ارتباط هستند؛ و در واقع به عنوان تجزیه
کنندگان مهم مطرح هستند. برخی از گونه
ها بر روی گیاهان و جانوران، پاتوژن
های مهمی هستند. . برخی از گونه
ها منحصراً از خاک جدا شدند، مانند: Lipomyces spp. .

مخمرهای آبزی توسط هایلر در سال 1987 نشان داده شدند، معمولاً جمعیت مخمرها در آب شیرین حداکثر است، و در آبهای شور با افزایش فاصله و عمق از سطح زمین ، تعداد کاهش پیدا می
کند. جمعیت در اقیانوس
های آزاد تا حد 10 سلول به ازاء هر لیتر آب تقلیل پیدا می
کند. در آبهای مرتبط با پلاکتونهای ریز می
توانند تا میزان 1000 سلول به ازاء هر لیتر آب افزایش پیدا کند. معمولاً حداکثر جمعیت مخمر با شکر و دیگر منابع کربن در دسترس در ارتباط است.

اکثریت مخمرها هوازی اجباری هستند. و بنابراین برای رشد و تولیدمثل به اکسیژن نیاز دارند. و به این دلیل معمولاً مخمرها در لایه
های سطحی خاک و رسوبات پیدا می
شوند.

مخمرها معمولاً به عنوان موجودات مزوفیل در نظر گرفته می
شوند و دمای بهینه برای رشد آنها دمای 25 درجه سانتی
گراد است. Candida psychrophila یک گونه سرمادوست است، که حداکثر رشد را در دمای 17 درجه انجام می
دهد.

ü   جداسازی :

نمونه
های خاک ، میوه ، ترشحات درختان و آب می
توانند از محیط
های خشکی و آب
های کم عمق به کمک شیشه
های استریل ، شیشه
های کوچک دارویی استریل و کیسه
های پلاستیکی استریل ، جمع
آوری شوند.

جداسازی به وسیله روش
های پلات کردن (plating) ، دقیق سازی (Dilution) و غنی
سازی دنبال می
شود.

ü   اهمیت :

   پزشکی                      Clinical

مخمرهای اساسی بیماریزا برای انسان Candida albicans یک آسکومایست غیرجنسی، و بازیدیومایست Filobasidilla neoformans می
باشند. Candida albicans یکی از عوامل بیماریزا در انسان و دیگر جانوران خونگرم می
باشد. و مهمترین عامل بیماری در این جنس است. این مخمر ممکن است مایسلیوم کاذب و مایسلیوم ، هم در کشت و هم در بافت میزبان ، علاوه بر سلولهای مخمری تولید می
کنند.

  صنعت و کشاورزی          Industrial & Agricultral

تولید مشروبات الکلی به تخمیر یک ماده غذایی با محتوی قند زیاد بستگی دارد.

Saccharomyces cerevisiae  در نانوایی و شراب
سازی به کار رفته است؛ مخمرها معمولاً به عنوان پاتوژن
های گیاهی شناخته شده
اند، اما تعدادی از اعضاء جنس Eremothecium در این رابطه استثناء هستند.

پوسیدگی میوه
جات و سبزیجات انباری یک کاهش بارزی را در محصولات کشاورزی وارد می
کند، اما کنترل پوسیدگی به وسیله
ی مواد شیمیایی سلامتی انسان و محیط زیست را به خطر می
اندازد. اما به عنوان یک استراتژی جانبی تیمار محصولات انبار شده به وسیله باکتری
ها و مخمرها
ی آنتاگونیست قارچ
ها ، مفید می
باشد.

  فسادغذا و نوشیدنی
ها      Food & Beverage spollge

فساد غذاها و مواد آشامیدنی در اثر رشد مخمرها به صورت کاهش اقتصادی محصول در سراسر جهان دیده می
شود. هنوز اثبات نشده است که قارچهای عامل فساد مواد غذایی سم تولید کنند و این بیشتر مربوط می
شود، به باکتری
ها . تجزیه غذاها و مواد آشامیدنی اغلب توسط گونه
هایی از مخمرها انجام شده. به عنوان مثال محصولات دارای درصد بالای قند (70-40%) معمولاً به وسیله
ی Zygosaccharomyces spp. و Schizosaccharomyces و pichia subpelliculosa تولید می
شوند.

ü    تولیدمثل

  تولیدمثل غیرجنسی

  1. 1.     از طریق جوانه
    زنی ، تقسیم دوتایی ، هیف
    های دروغی.

جوانه
زنی چند جانبه         Saccharomyces cerevisiae  

جوانه
زنی دو قطبی           Saccharomycodes ludwigii

تقسیم دوتایی                 Schizosaccharomyces octosporus

  1. 2.     ریسه
    ها

  تولیدمثل جنسی

تولید آسکوسپورها در برخی از این
ها به وضوح دیده می
شود، ولی در برخی از انها به سختی دیده می
شود. در این
ها هم گونه
های هتروتالیک با دو نوع تیپ آمیزشی وجود دارد. مثل Saccharomyces  cerevisiae  و Schizosaccharomyces  pombe و هم گونه
های هوموتالیک Debaryomyces  hansenii .

ü   روش های طبقه
بندی :

v   مشخصات فنوتیپی :

طبقه
بندی مخمرها در جنس
ها و گونه
های جداگانه به وسیله وقوع میکروسکوپی مراحل جنسی و غیرجنسی آنها صورت می
گیرد. جداسازی گونه
ها اغلب بر اساس تست
های تخمیر قند و بر اساس واکنش
های رشد بر روی منابع مختلف کربن و نیتروژن صورت می
گیرد. اولین مورد از مشخصات مرفولوژیکی که از مشاهدات میکروسکوپی حاصل می
شود در رابطه با این است که، تولیدمثل غیرجنسی به چه فرمی صورت می
گیرد ؟

تولید ریسه
ها و ریسه
های دروغین معمولاً بر روی Dalmau platc مشاهده می
شود و اغلب این مشخصات می
تواند از رشد بر روی محیط های کشت مایل نیز حاصل گردد.

ü   رده بندی :

  Hemiascomycetes*

                                        " Saccharomycetales"  

این گروه نه به خاطر مرحله
ی مخمری ، بلکه توسط فقدان ریسه
های آسکزا و آسکوسپورها  مشخص می
شوند.  آسکهای این قارچها دارای دیواره نازک بوده و ممکن است، آسکوسپورهای خود را با تحلیل دیواره و یا با شکستن آن آزاد کنند،  فقط تعدا اندکی برای آزادسازی آسکوسپورها ناحیه
ی مخصوصی دارند. تولیدمثل غیرجنسی با جوانه زنی ، تولید کنیدی و یا تکه تکه شدن مایسلیوم است. به علاوه پلی ساکاریهای دیواره شامل : منان و بتاگلوکان و مقدار کمی کیتین در محل زخم جوانه
ها است.

                                       Archiascomycetes *

این گروه از فرمهای ساپروفیت و انگل بوده که بر اساس تجزیه و تحلیل توالی rDNA در این گروه واقع شده
اند. و شامل راسته
های زیر می
باشد.

 

 

                                       " Pneumocystidales"

قارچ Pneumocystis یکی از عوامل اصلی ایجاد کننده ذات
الریه در انسانهایی با سیستم ایمنی ضعیف به ویژه در آنهایی که به ویروس ایدز آلوده اند، می
باشد.

Pneumocystis با زیگومایستها در ارتباط است ، اما مطالعات فراساختاری نشان دهنده تقسیم سلولی از طریق تقسیم دوتایی بود.

                                 " Schizosaccharomycetales"

Schizosaccharomyces یک جنس ساپروفیت است. و دارای تولیدمثل از طریق تقسیم دوتایی است. در گونه Schizosaccharomyces  octosporus مرحله دیپلوئید بسیار کوتاه است و به سلول تخم محدود می
گردد.

                                             " Neolectales"

جنس Neolecta به وسیله آپوتسیوم های چماغی و پایه دار و آسکهای استوانه
ای شکل فاقد پارافیز و حاوی اسپور مشخص می
گردد.

"مخمر غیر جنسی Saitoella "

Saitoella منحصراً به وسیله تشکیل جوانه انتروبلاستیک (مخمر بازیدیومایستی) تکثیر می
یابد. تولیدمثل جنسی ناشناخته و دارای دیواره سلولی دو لایه است و عکس
العمل منفی به رنگ آمیزی DBB دارد.

''Protomycetales"

این راسته یک خانواده مونوتیپیک است، که 5 جنس و 20 گونه دارد . Protomyces  پارازیت بر روی گیاهان ، به ویژه بر روی خانواده جعفری و آفتابگردان.

اسپورهای استراحتی یک نوع خاص از جوانه
زنی را نشان می
دهند.اینها دارای کلنی
های رنگی بر روی محیط کشت هستند.

Taphrinales'"""

جنس Taphrina که در برگیرنده 95 گونه است، بر روی طیف وسیعی از گیاهان آوندی بیماریزا است. به خصوص در خانواده های گیاهان گردو و رزاسه بیماری های خسارت
زایی را ایجاد می
کند. Taphrina دارای سیکل دو شکلی غیرمعمول است. که دارای یک مرحله ساپروفیت هاپلوئید مخمری و یک مرحله مایسلیومی پارازیت دو هسته
ای است.و در بافتهای میزبان رشد می
کند.

ü   نگهداری کشت و فراهم بودن استرین

محیط های کشت مخمری معمولاً نگهداری آسانی ندارند. کشت مداوم و به مدت طولانی برای این گروه توصیه نشده است. در نگهداری طولانی مدت ، معمولاً ، یخ زدن در فاز بخار نیتروژن مایع را پیشنهاد می
کنند. فراهم بودن استرین برای پیشرفت در مطالعات مخمرها و همچنین دیگر میکروارگانیسم ها ضروری است.

ü   مسیرهای آینده :

مخمرها امروزه در بسیاری ار فرآیندهای بخش
های صنعتی و کشاورزی نقش اساسی دارند و با توسعه
ی تکنولوژی های DNA ی نوترکیب و همچنین نیازهای جدید جامعه ، نقش آنها بیشتر شده است. و به مرور هم نقش آنها در زندگی انسان در حال پیشرفت است. کاربرد روشهای مولکولی در شناسایی استرین
ها کمک خواهد کرد، که به گونه
های مهم از نظر پزشکی و طبی و کشاورزی و صنعت دست یابند. چنین انتظار می
رود که به کارگیری روش
های شناسایی مولکولی ، ظرفیت کشف گونه
های جدید را خوهد داد.