اثرات نامطلوب محیطی که توسط حشره کش ها بوجود می آید، بسیار خطرناک است چه برای انسان ها و چه برای دیگر میکروارگانیسم های غیر هدف شامل دشمنان طبیعی حشرات.

این مواد شیمیایی موضوع مهم در سال های اخیر است.

گستردگی حفاظت و کنترلهای چرخشی قابل قبول محیط زیست یک موضوع قدیمی است. در این متن استفاده از کنترل های بیولوژیکی یک مولفه ضروری برای کشاورزی است.

کنترل بیولوژیکی پاتوژن های گیاهی تعریف شده از؛ استفاده از پیشرفت های بیولوژیکی در تراکم پایین اینگلوم از پاتوژن با هدف کاهش تولید بیماری، (Backer and cook 1974)


کنترل بیولوژیکی توسط دو استراتژی بدست می آید: 1. مستقیم 2. غیر مستقیم. استراتژی مستقیم شامل واکنش آنتاگوانیسم های مخصوص در داخل خاک یا مراد گیاهی. این آنتاگوانسیم ها دارای توانایی تولید فراوان و استقرار خودشان در یک منطقه اکولوژیکی مناسب اند که در مقابل یک پاتوژن فعال است.

استراتژی غیر مستقیم: شامل استفاده از تغییرات ارگانیسم های خاک و فعال کرون و تشخیص میکروب آنتاگوانیسم در مقابل پاتوژن های گیاهی است. (Carasoand kuc 1977).

روش غیر مستقیم دیگر حفاظت تقاطعی است، شامل؛ تحریک مکانیسم دفاعی گیاه میزبان در مقابل پارتیکل های پاتوژن از یک استرین غیر بیماری زایی که اینکلوم آن را وارد گیاه میزبان کرده ایم.

موقعیت حفاظت تقاطعی نتیجه ای در وارد کردن مقاومت گیاه میزبان با داشتن اطلاعاتی از ویروس است.

آنتاگوانیسم ها میکروارگانیسم های با پتانسیل ایجاد و اختلال در رشد یا پایداری پاتوژن گیاهی، و در نتیجه سبب کنترل بیولوژیکی آن پاتوژن گیاهی می شود.

واکنش آنتاگوانیسم ها در میان میکروارگانیسم های طبیعت، شامل پارازیت بودن، هضم کردن، رقابت و یا تولید مواد آنتابیویس است.

چندین واکنش بیماری مکانیسم پایداری برای کنترل زیستی در مقابل آنها است. شرح مکانیسم شامل کنترل زیستی فعال که قابل توجه است که یکی از فاکتورهای کلیدی در گستردگی کنترل زیستی است، در این متن به ذکر چند مثال از کنترل های بیولوژیکی با تمرکز میکروارگانیسم ها می پردازد.

آنتی بیوسیز؛

هانداسمن و پارک واکنش های آنتی بیوسیز را چنین تعریف کرده اند؛ که موادی با وزن ملکولی پایین یا تولید آنتی بیوتیک توسط یک میکروارگانیسم که مانع رشد میکروارگانیسم دیگر می شود، این تعریف ها شامل پروتئین و آنزیم های است که موجودات هدف را می کشند، (Baker and Griffin (1995))

با کروگریفین تعریف را گسترده کردن؛ که سکونت با تخریب ارگانیسم بوسیله تولید متابولیت های از ارگانیسم دیگر. این تعریف شامل ملکول های سمی کوچک تبخیر پذیر و آنزیم های هضم است.

متابولیت های باز دارنده تولید شده توسط قارچ های کنترل کننده گزارش شده از پنج کاهش در مقابل قارچ های بیماری زا است.

Gliocladinm virens یک مثال معمولی از نقش آنتی بیوسیزها در کنترل بیولوژیکی است. Gliocladinm یک آنتی بیوتیک دیکتوپیرازین است که باعث مرگ قارچ pythium ultimum بوسیله انعقاد و پروتوپلاسم می شود.

سیلیوم های از قارچ که در معرض Glioririn بودند رشد نکردند. (Howell and stipanovic) این قارچ یکی از اولین قارچ های است که برای کنترل بیولوژیکی ثبت شده است. اخیرا از آن به عنوان Soil Gard TM استفاده می کنند.

مموتانت های از این قارچ را در حال حاضر برای کنترل مرگ گیاهچه حاصل از p.ultimum استفاده می کنند. این موتانت ها باعث پایین آوردن بیماری می شوند.

ضد قارچ پیرون تولید می شود توسط Triehoderma harzianum که به وسیله Claydon et.al شناسایی شده این متابولیت تعداد زیادی از قارچ های بیماری زا را کنترل می کند، و به مخلوط خاک اضافه می کنند و باعث کاهش بیماری زایی توسط قارچ Rhizoctoni Solani می شود.

مایکو بارازیت های اجباری یک طیف گسترده ای دارند که تاکسنومی قارچی. مایکو پارازیت های اجباری باعث کنترل می شوند به وسیله تولید مواد آنتی بیوسیزهای مثل توکسین ها و یا آنزیم های هیدرولیکتیک، بر علیه عامل های که باعث مرگ و تخریب گیاهان میزبان می شوند.

یک مکانیسم دیگر که برای رنج محدودی از گیاهان میزبان است با تولید ساختارهای ویژه ای باعث جذب نیتروژن برای گیاه میزبان می شوند.

رابطه پارازیتی بین قارچ های بیماری زا و عوامل کنترل کننده بیولوژیکی موضوع عمده این مقاله است. هر دو نوع ماکیو پارازیتیسم ها در این مقاله بحث می شوند و رابطه شان با کنترل های بیولوژیکی قارچ مورد بحث قرار می گیرد.

مایکو پارازیت ها در عوامل کنترل زیستی:

بیشتر بحث مایکو پارازیست های است که در سال های اخیر فراوان شده اند. (Baker 1986,1987; whipps,Deeon 1991 , Ltandesman and parke,Chet 1987,1990;teffries 1994,whipps 1991,Sivan and chet 1992;1992,1991)

ساپروفیت ها بیشتر در خاک معمول اند و در عمل هم تخصص میزبانی کمتری دارند و برای مطالعات بسیار مناسب تراند. یک نتیجه بزرگ از استفاده از مایکو پارازیست ها و عوامل کنترل زیستی در گلخانه یا مزارع که اطلاعاتی داشتن از پارازیت های اجباری (Baker 1987; chet 1987,1990Adams 1990,whipps 1991,1992 )

پارازیت قارچی اجباری؛

Sporidesmium sclerotirorum

Sporidesmium Sclerotirorum قارچی با پتانسیل بالا برای کنترل های زیستی است. این قارچ پارازیت اجباری قارچ Sclerotirorum Sporidesmium، S.trifoliorum.S.minor و Botrytis cinereaاست.

واکنش شیمیایی این وابسته است به اسکلروت های که در میزبان تولید می شوند، ماکروکنیدی های قارچ S.Sclerottirorum و لوله جرم تیوپ تولید می کنند به وسیله اسکلروت ها.

هیچ اثری از پارازیتسیم در واکنش های بین آنتاگوانیسم و قارچ S.minor مشاهده نشده، نظر به اینکه کنترل بیولوژیکی از نقطه نظر مسائل زیست محیطی روش سالم و طبیعی است.

کنش های بین S.Sclerottirorum و Sclerotinia minor وابسته اند به تراکم های پارازیت و میزبان.

پیشرفت آلودگی فراهم می شود توسط آلودگی خاک، PH  خاک (رنج 5/7-5/5)، ظرفیت آبی و دما (C22-20) (Adams and A years 1980).

تحت موقعیت مزرعه تنها یک کاربرد از S.Sclerottirorum واسطه است به تمرکز از 102  تا 103   ماکروکنیدی برگر و خاک که باعث می شود %95-75 درصد از تعداد و اسکلروت ها را از قارچ S.minor کاهش دهد.

کنترل از نقص کاهو در اثر S.minor کاهش دهد.

کنترل از نقص کاهو در اثر S.minor در این مقیاس متنوع بوده است از 83-40 درصد در چهار تقصان متوالی از کاهو. (Adamsand Ayers 1982)

این نتیجه مهمی بوده در کنترل ولی از نظر اقتصادی مهم نیست.

Ampelomyces quisqualis:

پراکنش طبیعی گسترده ای دارد، جداب 10 در سال 1984 دریک تاکستان در اسرائیل کشف شد و در پی کشف توانایی آن در کنترل سفیدک ها به صورت تجاری تکثیر گردید.

این قارچ برای کنترل سفیدک های پودری توصیه می شود اگر چه جنس ها و گونه های مختلفی به محصولات مختلف حمله می کنند ولی این قارچ می تواند همه را در سطح کیانی هیپرپارازیته کند.

از این قارچ ما می توانیم برای محصولاتی مانند، سیب، انگور و توت فرنگی، کدوئیان، گوجه فرنگی و گیاهان مختلف استفاده کرد.

مکانیسم عمل این قارچ بدین گونه است که اسپورهای قارچ جوانه زده و از طریق هیپر پارازیتیسم از توسعه سفیدک پودری جلوگیری می کند.

این فرایند به رطوبت حداقل 60 درصد نیاز دارد و زمان مورد نیاز برای نفوذ به درون هیف سفیدک پودری بسته به دمای محیط 25 تا 4 ساعت طول می کشد.

این فراورده به صورت اسپورپاشی در کنترل طیف وسیعی از سفیدک های پودری موثر است، رطوبت بالا برای جوانه زنی اسپورها و نفوذ به هیف های سفیدک پودری ضروری است. در ضمن می توان با افزودن روغن های معدنی عملکرد قارچ کش را بهبود بخشید.

همچنین توصیه می شود که در ساعات اول روز که رطوبت در سطح گیاه بالاتر است اسپورپاشی انجام شود.

برای استفاده از این میزان 35-70 گرم درهکتار توصیه می شود. اگر زمانی که شدت بیماری زیر 3 درصد است استفاده شود بیماری بهتر کنترل شود. در سلاح بالاتر بیماری ممکن است بیماری به خوبی کنترل نشود.

اگر پیتس از ظهور بیماری استفاده شود موجب افزایش کنترل خواهد شد، پوشش کامل اندام های هوایی و وجود رطوبت بالای 60 درصد در هنگام اسپورپاشی ضروری است. افزودن روغن معدنی به نسبت به 3 درصد موجب افزایش جوانه زنی اسپور می شود.

استفاده از داده های هواشناسی شبکه های پیش آگاهی و مراقبت برای تعیین زمان ظهور بیماری برای کنترل بهتر توصیه می شود. استفاده از این فراورده در برنامه مدیریت کنترل تدافقی این بیماری به عنوان جایگزین برای سموم رایج است.

مایکو پارازیت های اجباری:

Pythium nunn:

این قارچ یک مایکرو پارازیت جدا شده برای حفاظت خاک به بیماری های حاصل از گونه Pythium.sp وقتی که این قارچ وارد خاک می شود یک حالت رقابتی باد گیر گونه های پیتویوم دارد.

یک رابطه معکوس پیدا کردند بین تراکم پروپاگول ها از پاتوژن های گیاهی و آنتی پیوسیز p.nunn مرگ گیاهچه در خیار در اثر p.nunn بوجود می آید که می توان ان را محافظت کرد با استفاده از مایکو پارازیت های آنتاگونیسم دارای خاصیت آتی بیوسیز و همچنین استفاده از روش بخار دهی زمین برای درمان.

نمونه های از واکنش هیف ها در بین قارچ های مایکو بارازیتیسم p.nunn و چندین قارچ خاکزاد مورد مطالعه قرار گرفته بود.

این قارچ باعث لیز کردن دیواره قارچ P.vexans , P.ultimum بدون نفوذ به داخل طیف می شود.

و در مقابل p.nunn نفوذ می کند و حالت پارازیتسیمی اتفاق می افتد در هیف های از R.solani P.aphanidermatum و phytophthora parasitica و phyto.cinnamomi که تشکیل ساختاری مانند apperessorium می دهند.

هر چند که p.nunn پارازیت قارچ Fusarium oxysporam نیست یا قارچ Trichoderima koningnii و تخریب شد بوسیله T.viridae ,T. harziamam این یک خارج مایکو پارازیت بارنج محدود میزبانی است که در ارگانیسم های حساس فقط میتواند به صورت فعال باشد.

تجربه کردن و  نفوذ کردن دردیواره سلولی میزبان از جایگاه با واکنش با مایکو پارازیتیسم را توضیح و شرح داد جناب آقای Elad Btal.1985.

زوال تدریجی دیواره از سلول های قارچ میزبان با رنگ آمیزی سفید M2R,Calcofluor جدید و همچنین پیشنهاد فعالیت آنزیمی از آنجایی که این کلمه ما معمولا با الیگومهر ما پیوند می دهند در مناطق از پلیمرهای ناقص دیواره سلول است.

فعالیت مایکو پارازیت از p.nunn انتشار CO214 از دیواره سلول های نشاندار شده از گونه های گیاهی بی دی از قارچ های pythlum , Rhizoetania و فیلتر شدن با p.nunn

Talaromyces flarus:

قارچ Talaromyces flarvs در محیط کشت های حاوی مواد قندی زیاد از گلوکز آسیداز و در کشت های حاوی زایلین کم بسیار مطلوب رشد می کند. قارچ Talaromyces در شرایط آزمایشگاهی بروی میکرو اسکالروت های Verticelliam dahlia رشد می کند.

این قارچ مایکوپارازیت چندین پاتوژن گیاهی خاک زاد می باشد ازجمله Verticellam,R.solani , Sclerotiorum است.

در تعدادی ازگزارشات T.flarus پیدا شده است در کنترل قارچ S.Sclerotiorum و پژمردگی های حاصل از ورتیسلیوم. با اینکلوم کردن خاک مزرعه با قارچ T.flarus با اسکلروت های S.Sclerotiorum با عث کنترل 68-42 درصد از بیماری حاصل از S.Sclerotiorum شده است.

در کشت های دوتایی قارچ بیولوژیک به همراه قارچ میزبان متوجه شده اند که میسلیوم های T.flarus به سمت دیواره هیف های قارچ میزبان حرکت می کند. هیف های قارچ به صورت مستقیم و بدون کمک گرفتن از appressorra نفوذ کردند به داخل دیواره سلول طیف قارچ.

بیشتر از 70 درصد از اسکلروت های قارچ S.Sclerotiorum آلوده شدن به وسیله سوسپانسیون کنیدی های هیپرپارازیت در دما 26-24 درجه سانتی گراد برای 6-3 هفته متوالی است.

ورود مستقیم به دیواره هیف های R.solani با تولید خارهای نفوذی به وسیله T.flarus مشاهده شد. این خارها در سراسر دیواره های سیلیوم کنیدی گسترش یافتند.

سوسپانسیون آسکوسپوره ی T.flarus در خاک های به صورت طبیعی آلوده شده با قارچ Verticellium dahlia بعد از دو هفته 77 درصد بیماری کاهش یافت.

Coniothyrium minitans:

این قارچ یک قارچ مایکوپارازیت از اسکلروت های از قارچ پارازیت گیاهی S.Sclerotia در کانادا S.Sclerotia که باعث پوسیدگی طوقه و ریشه شده بود این قارچ آلوده شد توسط قارچ Coniothyrium minitans.

این آلودگی قارچ بیماری زا توسط این قارچ مایکوپارازیت کابردی شد در مزرعه برای کنترل زیستی در محیط استفاده از این قارچ در مزرعه باعث کاهش آلودگی به اندازه 78-42 درصد بیماری بروی گیاه شد. که در سالهای اخیر موفقیت آمیز بوده است.

آقای Ahmed and Tribe(1977) توانستند یک کنترل 60 درصدی از این بیماری را بروی عامل بیماری Sclelotium cepivorum در پیاز بوسیله پوشش دادن بذر و فارو کردن بذر برای درمان آن.

عملی کردن قبل از کاشت قارچ C.minitans در کاهوهای گلخانه کاهش تعداد بیماری حاصل از S.sclerotiorum و تعداد اسکلروت های قارچ را.

در یکسری از آزمایش ها که در سه سال جدا از هم انجام شدن، در شرایط آزمایشگاهی کاملا یکسان بود. میزان بیماری 90-28 درصد کاهش یافت و 85 درصد از اسکلروت ها آلوده شدند.

C.minitans باید پوشش داده شود در خاک هر 13 ماه یکبار و به طور کامل در سراسر گلخانه پخش گردد تا بتواند پتانسیل خود را به نمایش بگذارد.

C.minitans یک پارازیت مخرب است که باعث کشش شدن میسلیوم ها و اسکلروت های حاصل از قارچ S.sclerotiorum می شود.

با استفاده از عکس برداری های الکترون میکروسکویی نشان داده بود هیف های از C.minitans که رشد کرده بود به صورت بین سلولی در اسکروت های آلوده شده به قارچ.

Phillps and price(1983) پایه گذاری مطالعات عکس برداری الکترون میکروسکوپی بودند. که شامل نفوذ به دیواره سلولی از S.Sclerotiorum بوسیله C.minidans که کاهش داد فشارهای فیزیکی پیشتر و آنزیم های تجزی کننده دیواره سلولی قارچ.

آلوده کردن هیف های S.Sclerotiorum بوسیله هیپرپارازیتیم C.minidans گزارش شده توسط چندین دانشمند.

هرچند تحقیقات به طور کامل پذیرفته نشده اند در این مدلهای هیپرپارازیت قارچ C.minidans با استفاده از میکروسکوپ های نوری آقای Hunq and tloes در سال 1976 مشاهده کردند نوک هیف های از C.minidans که وارد شد به هیف های S.Sclerotiorum به صورت نفوذ مستقیم، بدون فرم و ساختارهای ویژه برای نفوذ کردن به قارچ.

سیتوپلاستم میزبان متلاشی شد و دیواره سلولی تخریب و در نتیجه قارچ آلوده شده میکروکنیدی ها و هیف های بین هیفی تولید شده بودند توسط S.Sclerotiorum در کلونی های آلوده شده.

تولید appressoria بوسیله C.minidans وقتی که وارد می شود در تماس با هیف های بدون خسارت از Sclerotiorum در کشت های دو تایی در PDA بسیار واضح و قابل مشاهده بود.

Gliocladiumspp:

چندین گونه از Gliocladium گزارش شده است که هیپرپارازیت چندین قارچ بیماری زا گیاهی اند.

این قارچ ها دارای بیولوژیی و اکولوژیکی گسترده ای در برابر قارچ های پاتوژن گیاهی اند که برای درمان بیماری های گیاهی مورد استفاده قرار می گیرند.

گزارش های از Catenulatum.G پارزیت Fasarrum spp , S.Sclero tiorum است. این میزبان ها را می کشد به صورت تماس مستقیم با رسید و باعث آلودگی سلولهمی و شکستن سلولی و تخریب سلول می شود.

Pseudoappressoria فرم های هستند که تولید می شوند به وسیله هیپر بارازیت ها، اما نمی توانند وارد دیواره سلولی هیف ها شوند.

هیف های رویش همه گونه های تست شده و ماکروکتیدی های از قارچ Fusarium.spp بسیار نسبت به این هیپر پارازیت حساس اند و کلامید سپورهای این قارچ در برابر این هیپر پارازیست مقاوم بوده اند.

یک استرین از G.virens جدا شده از هیف های پارازیته شده از R.solani بوسیله آقای Howell(1982) که این قارچ بیماری زا باعث برگ گیاهچه در پنبه می شود که بوسیله این پاتوژن و پاتوژن P.ultimum بوده است.

درمان به وسیله G.rirens  باعث می شود که گیاهچه های پنبه در خاک رشد کنند و قارچ مذبور آلوده شود.

G.rirens   آلوده می کند قارچ R.solani را به وسیله پوشش دادن اطراف آن و نفوذ کردن به داخل هیف این قارچ.

ولی قارچ P.ultimam توسط G.rirens   آلوده نشده و با دوام بود در برابر انتوسیو سیز متانت های جدا شده از G.r.rans که نور ماورا بنفش خورده بودند نشان دادن که مایکوپارازیت نیستند انتخاب موتانت ها با خاصیت مایکو پارایزتی بالا که به طور کامل آنتولیوسیز بودند.

اخیرا ایزوله   G.r.rans (G1-21) رشد یافت در محیط های متنوع جامد و مایع.

و خیلی خوب از گلوکز ترترت بروث (CDB) Czyapek-pox broth,(CTB) و (PDB) potato dextrosbroth استفاده می کرد.

استخراج Aqueous از این محیط باعث فقدان کربوهیدرات و الکترولیت از هیف ها از پاتوژن های خاک زاد گیاهی مثل R.solani و کاهش وزن میسلیوم ها می شوند.

اندازه آزمایش های شکسته شده نشان داد که ترکیاتی از فاکتورهای تولید شده به وسیله G.rirens بیشتر و پس یک پیام نشان داد این پدیده را.

گلیوتوکسین ها نشان داده شدن در کشت های فیلتر شده از G.virens که رشد کردن در محیط PHM. تناسب گلیوتوکسین ها کاهش یافت در لینکیج ها را از کربوهیدرات و الکترولیت های از R.solani و باعث کاهش ورزن مسیلیوم ها شد.

Triehoderma:

گونه های قارچ Triehoderma قارچ های هستند که به تعداد قابل توجهی در تقریبا تمام خاک های کشاورزی و در محیط های دیگر مانند چوب فاسد زندگی می کنند.

از جمله فعالیت های آنها خاصیت هیپرپارازیتی آنهاست که با استفاده از واکنش کدتین باعث تجزیه دیواره سلولی قارچ های هدف می شود.

این فرآیند مایکو بارزیتیمی باعث محدودیت رشد و کاهش فعالیت قارچ های بیماری زا گیاهی می شود.

گاهی ینز در بعضی مکانیسم های مایکو پارازیت در مقابل گونه های فرد ممکن است آنتی بیوتیک هم تولید کنند.

با این حال اعداد و ویژگی های فیزیولوژیکی گونه های وحشی کافی برای کنترل موثر بیماری های گیاهی نیست. توانایی ضد قارچی از این میکروب ها مفید بوده اند که از سال های 1930 شناخته می شوند.

تلاش های گسترده ای برای استفاده از این ها برای کنترل بیماری های بوته، که بتوانند این ها را به صورت تجاری در بیاورند صورت گرفته است.

کارهای اولیه نشان داد که قارچ Trichoderme این توانایی را برای کنترل بیماری های گیاهی دارد.

بنابراین سطحی از کنترل را این قارچ از خود نشان داد که بسیار قابل توجه بود ولی هر چند که این نتیجه کمتر از قارچ کش های عملی بود.

در طی چندین سال به این نتیجه رسیدند که سیستم کنترل سیستمی باید بسیار گسترده تر شود. این گونه ها نه تنها باید دارای سازکارهای مناسب برای کنترل زیستی باشند که شامل؛ قادر رقابت بودن در محیطی که در آن زندگی می کنند باشند و در حالت مطلوب قادر به مهاجرت و تکثیر در بخش های زنده موجود و گیاه در زمان بعد از حمله نیز باشند.

در حدود سال 1982 ما تشخیص دادیم که گونه های قابل تشخیص ناقص و موثر بودند، بنابراین تلاش برای ادغام پروتوپلاست با استفاده از مشخصات مفید برای ترکیب از دو گونه تنها به گونه گسترده تر موثر است.

ترکیب پرتوپلاسم گونه ای با تنوع ژنتیکی بالا را به وجود می آورد ولی توانایی آن در کنترل بیولوژیکی بسیار پایین تر از گونه وحشی آن بود.

آقای کرنش 1295-1222 سویه های 22 نتایج از گونه های ج و آ و T95 را به نمایش گذارد که این سویه توانایی قابل ملاحظه ای را نسبت به هر دو گونه پدر و مادر نشان داد.

یعنی به طور کامل قادر به محافظت از سیستم ریز و سوز ریشه بوده، علاوه بر این قادر به حفاظت در برابر طیف وسیعی از قارچ های پاتوژن گیاهی از جمله Pythium,Rhizoctonia و قارچ Sclerotinia rolfsi.

در حال حاضر استفاده می شود از T.harizaniam و گونه T.virens 1295-1222.

فرآیند تولید باید در توده با عمر مفید بسیار عالی حتی تحت شرایط نگهداری نامطلوب منجر شود. از بسیاری از جهات الزامات مورد نیاز برای تولید محصولات کشاورزی برای استفاده از آنها شکل تر است به نیت مورد نیاز برای محصولات دارویی.

اگر مواد کشاورزی موفقیت آمیز باشد، آنها باید بسیار ارزان، قادر به تولید در مقادیر زیاد و قادر به نگهداری و حفظ آن در شرایط عمومی بدون نیاز به محیط های تخصصی باشد.

مایکوپارازیت ها در محیط بازدارنده:

بازدارنده های خاکزاد پاتوژن های گیاهی رخ می دهند در محیط های مثل خاک و خاک های غنی از مواد یا کامپوزی از ترکیبات آلی در محیط برای رشد بهتر گیاهان.

پاتوژن های بازدارنده تعریف شده اند توسط آقای Cook Backer(1983) در خاک در زمانی که پاتوژن استقرار نیافته و یا در خاک حضور دارد.

استقرار مایکو پارازیت ها باعث کاهش خسارت و جلوگیری از استقرار بیماری و کاهش عواملی که باعث بیماری های خطرناک می شوند، البته ممکن است پاتوژن نیز در خاک وجود داشته باشد ولی قادر به بیماری زایی نباشد.

Backer and cook (1974) باز دارنده های خاک را از لحاظ مکانیسم عمل تقسیم کردند به دو شاخه بازدارنده های عمومی خاک و بازدارنده های تخصصی خاک.

بازدارنده های عمومی هستند یک نتیجه ای از فعالیت کل میکروب های موجود در خاک و در مقابل بازدارنده های تخصصی عمل می کنند توسط یک باکتری و یا یک قارچ مضر و یا یک گروه که هستند مسئول جلوگیری از یک عامل بیماری زا.

چیزی که مد نظر ماست بازدارنده های تخصصی از مایکویار از سیستم هاست.

بازدارنده های عمومی معمولا قابل انتقال نیستند چون توسط کل میکروب ها و شرایط بوجود می آیند ولی بازدارنده های تخصصی را می توان یافت و انتقال داد به شرایط دیگر.

مثال های از بازدارنده های تخصصی مثل کنترل قارچ R.solani در شرایط محیط بازدارنده در یکسری از مطالعات نشان دادند اثراتی از گیاهان حساس در بازدارنده های گسترده.

در این مطالعه یک خاکی از خالی از قارچ R.solani کروند و سپس قارچ T.harizanium را وارد خاک کردند که سبب کاهش شدید در بیماری R.solani شد. به علاوه اسپورهای T.harizanium درخاک تراکم کیانی در خاک برای بازدارنده های خاک داشتند که باعث بازدارندگی خاک شد.

همچنین گزارش های از قارچ Trichodermas وجود دارد که باعث جلوگیری از بیماری Gaeumnnomyces graminis شده است.

سطح جمعیت ترایکودرما و بازدارندگی آن بود تحت تاثیر مقدار سولفات که در شرایط کمبود و سولفات کاهش یافت.

استفاده از بازدارنده های خاک در خاک های دارای مواد آلی توانست تنوع وسیعی را علیه پاتوژن های گیاهی نشان دهد. استفاده عملی از این بازدارنده ها می تواند بسیار مفید باشد از نظر اقتصادی و اکولوژیکی نسبت به سموم کشاورزی.

استرین های از چهارگونه T.harizaniam شناسایی شده است که دارای خاصیت بازدارندگی شدند. و ایزوله های از Gliocludium riyens بیشترین اثر لیپر پارازیتیسمی علیه R.solani دارد.

تعداد 230 گونه قارچ دیگر که فعال اند شناسایی شده اند، اما بیشتر آنها در شرایط محیطی بی اثر اند.

مهندسی ژنتیک در مایکو پارازیت:

در سالهای اخیر مهندسی ژنتیک بسیار کاربردی شده است و می توان از آن برای دستکاری عوامل کنترل زیستی و حفاظ بهتر مورد استفاده قرار داد.

ژن لیتکیناز (chi A) کد شده است برای آنزیم کیتیناز serratia Marcesens که خیلی خوب شناسایی شده است. برای کنترل های زیستی این ژن جداسازی و کلون شده است در باکتری E.coli.

انتقال دادن به E.coli بوسیله ژن chi A تحت olpl و پروموتور و باکتری فاژها که بیان و استخراج شده اند.

همچنین کیتینیاز خالص S.marcesens برای E.coli یا کل سلول های زنده که در آزمایش های گل خانه ای مورد استفاده قرار گرفته اند در مقابل S.rolfsii در لوبیا و R.solani در پنبه.

در آزمایشات گل خانه ای، آبیاری از گیاهچه های لوبیا با  خاک در روز از E.coli که انتقال دادن ژن کیتیناز را به ترایکودرما و نتیجه آن یک کنترل زیستی بسیار فعال خواهد شد.

باز دارندگی کرد از بیماری بوسیله S.rolfsii که قابل مشاهده بود. این درمان باعث رشد بهتر گیاهان و درمان بیماری به غیر از کنترل کردن است.

رشد گیاهان آبیاری شده با انتقال باکتری همانند گیاهان غیر بیماری زا بود.

در این آزمایش افزایش دادن پروتوپلاست های قوی T.harizanium با استفاده از انتقال با پلاسیمر PSL3chi.

باکتری دارای ژن کیتیناز از S.Marcescens تحت کنترل پروموتورها و P35SR و مارکرهای برای انتخاب بعد از انتقال برای کد کردن در زمان رونویسی.

در کارهای جدید شناسایی پروتئین از T.harizanium که تجزیه کننده پروتئین اند که باعث تجزیه پروتئین ها دیداره سلولی قارچ ها می شوند. استفاده از جستجو گرهای سنتر الیگونکلئوتیدی و جدا کردن CDNA و کلون کردن آن و سنتز آنزیم ها و پیش آنزیم ها که می توانند به وجود بیاورند پروتینازها را امروزه بسیار کاربرد دارد.

نتیجه:

مایکو پارازیت ها بسیار معمول اند و یک پدیده مهیج اند هنوز، حضور آنها و نقش آنها به عنوان عوامل کنترل کننده بیولوژیکی است. مایکوپارازیت ها یک سیستم کامل برای پارازیتیسم اند.

پیشروی کاملا مایکو پارازیت ها شامل چند گام است: 1. رشد کموتروفی آنتاگوانیسم ها به طرف میزبان 2. سازماندهی میزبان بوسیله مایکوپارازیست ها 3. پیوست به میزبان 4. ترشح خارج سلول آنزیم ها و 5. تجزیه و تخریب میزبان.

مایکو پارازیت در شرایط اکولوژیکی مناسب قادر به فعالیت اند. جمعیت ها و مایکو پارازیتیسم های فعال میتوانند جمعیت فرد را افزایش دهند مثال وابستگی به موادی همانند کینین.

کد کردن زن های کیتنیاز فقط یک مثال از ژن های مایکوپارازیست فعال است. دیگر ژن ها دارای پتانسیل هستند، کد کردن برای B-1-3 گلوکناز، پروتئاز و لیپاز نیز می توانند مورد استفاده قرار گیرند.

خلاصه:

در دنیای امروز استفاده از مواد شیمیایی یک مسئله بسیار مهم در محیط زیست ماست. بنابراین دانشمندان به فکر راههای برای کاهش تخریب محیط زیست افتادند که بهترین راه استفاده از کنترل بیولوژیکی به جای سموم بود.

مایکو پارازیتیسم ها قارچهایی یا عواملی هستند که پارازیت قارچ های بیماری زا گیاهی اند و خود دو نوع اند یا پارازیت اجباری عامل بیماری زاند و یا به صورت ساپروفیت اند و دارای طیف گسترده اند.

بازدارنده های خاک نیز میکروارگانیسم های موجود در خاک اند که بر حسب عملکرد خود به دو گروه اختصاصی و عمومی تقسیم می شوند.

استفاده از مایکوپارازیست ها کنترل را برای ما از نظر اکولوژیکی و اقتصادی به صرفه کرده است در سال های اخیر کارهای فراوانی بر روی آنتاگوانیسم های قارچی صورت گرفته که توانسته نتایج مطلوبی را به دست آورد.

انتقال ژن به کمک مهندسی ژنتیک به مایکو پارازیت ها باعث افزایش دامنه میزبان و گستردگی کار و افزایش قدرت پارازیتیسمی آن می شود.

اظهار نظر شخصی:

به نظر من مایکو پارازیست ها می توانند جایگزین مناسبی برای سموم شیمیایی باشند چون در درجه اول تخریب محیط زیست را به حداقل می رساند، و ثانیا اثراتی که مواد شیمیایی بررسی میوه ها و یا سایر محصولات ما دارد را دیگر مایکو پارازیست ها ندارند. ولی رسیدن به این هدف نیاز به تلاش و همکاری فراوان بین محققان در علوم مرتبط دارد.

داشتن پایگاه اطلاعاتی قوی برای اطلاع داشتن از شرایط محیطی و همچنین داشتن امکانات و تجهیزات مناسب برای کار بروی مایکو پارازیستیم های امری ضروری است.

مسلما با پیشرفت علوم بیولوژیکی و مهندسی ژنتیک در آینده ای نه چندان دور می توان شاهد پیشرفت های وسیعی در این علوم باشیم.

به امید پیشرفت گسترده علوم برای خدمت بیشتر به بشریت و محیط طبیعی ما.