تعیین مرزهای اقتصادی خسارت

مدیریت بیماری های گیاهی باید بر اساس روش های اقتصادی مناسب پایه گذاری شود به نحوی که منافع حاصل از انجام مدیریت بر هزینه های اجرای آن پیشی گیرد. مرزهای اقتصادی بیماری نمایش خسارت های ناشی از هر بیماری در سطوحی از بیماری است که مقدار خسارت ناشی از آن، بیشتر از هزینه های ناشی از اجرای مدیریت در جهت کنترل آن بیماری باشد.

 


مفهوم چندین اصطلاح:

Injury: آسیب فیزیکی که پاتوژن ایجاد می کند

Damede: ارزش پولی این آسیب فیزیکی است

سطح تعادل عمومی GEP: در این سطح جمعیت افت بوسیله عوامل کنترل کننده طبیعی در طی چند سال روی جمعیت یک حشره ایجاد وسبب تعادل بیولوژیک در اکوسیستم می شود. این سطح از تراکم نه تنها مضر نیست بلکه مفید است زیرا غذا برای حشرات شکارگر و یا پارازیتوئید فراهم می باشد و در واقع جمعیت حشرات گیاه خوار بوسیله عوامل بیولوژیک در حد تعادل رسیده است.

Etection threshold: کمترین سطحی از بیماری که قابل دیدن باشد،که این بستگی دارد به کارایی روشی که ما استفاده می کنیم.

Warning threshold: سطحی است که خطر احتمالی را نشان می دهد.

آستانه اقتصادی(economic threshold)ET :تراکمی از جمعیت آفت است که در آن باید اقدامات کنترلی به ویژه روش های غیرشیمیایی به اجرا درآیند تا از افزایش جمعیت آفت و رسیدن به سطح زیان اقتصادی جلوگیری شود ولی اغلب آن را آستانه عمل یا سمپاشی در نظر می گیرند.

در آستانه اقتصادی میانگین تراکم جمعیت آفت پایین تر از سطح زیان اقتصادی می باشد. در تعیین آستانه اقتصادی باید به عوامل موثر در نواسان جمعیتی حشره آفت نظیر میزان کارایی دشمنان طبیعی نیز توجه نمود که متاسفانه غالبا مورد غفلت واقع می شود.

سطح زیان اقتصادی(economic injury levele)EIL :تراکمی از جمعیت آفت است که در آن، تغذیه آفت برای کشاورز یک مسئله اقتصادی است. این سطح کمترین تراکم جمعیت از آفت است که سبب خسارت اقتصادی می گردد. در این سطح، زیان ناشی از خسارت آفت بیش از هزینه های کنترل می باشد.

به عنوان مثال در بیماری پوسیدگی طوقه و ریشه گندم، هزینه های سم پاشی به وسیله یک قارچ کش معادل صد دلار در هکتار بوده است. اگر بهای گندم تنی یکصد دلار باشد، انجام هر سم پاشی حداقل باید منجر به افزایش تولید معادل با یک تن گندم باشد تا هزینه انجام شده و افزایش تولید سر به سر شوند. لذا در این مثال مرز اقتصادی خسارت  حداقل کاهش یک تن محصول یا بیشتر است. این مساله به خوبی در شکل1 نمایش داده شده است. در این شکل یکی از منحنی ها، ظرفیت ارزش محصول در مراحل مختلف رشد و مراحل مختلف بروز بیماری را به نمایش می گذارد.منحنی دیگر نمایشگر هزینه های کلی همان بیماری در مراحل مختلف است. اگر بیماری وجود نداشته باشد مقدار محصول مقداری ثابت و به صورت یک خط مستقیم خواهد بود. حتی در شروع بیماری مقدار خسارت قابل توجه نمی باشد. در پاره ای از نقاط کاهش محصول به دلیل حضور بیماری چشم گیر است. این خسارت مربوط به آستانه اقتصادی است.

هرگاه جمعیت عامل بیماری (N) از حد تحمل میزبان (N1)بیشتر می شود در آمد خالص که با خط منقطع نشان داده شده سریعا کاهش می یابد. زمانی که جمعیت بیشتر بوده و کنترل آن به هزینه کمتری نیاز دارد، انتظار می رود هزینه ها به طور سریعی کاهش یافته و در نتیجه کل هزینه های زراعی کاهش یابد.

از نظر ریاضی آستانه خسارت عبارت است از ؛ تراکم جمعیتی از عامل بیماری که در آن تراکم، ضریب زاویه دو خط با هم مساوی باشند. به عبارتی دیگر آستانه اقتصادی خسارت عبارت است از جمعیتی از عامل بیماری که در آن، هزینه های اضافی مصرف شده برای مبارزه با بیماری یا مقدار اضافه درآمد (درآمد محصول) مساوی باشد.در نقطه آستانه اقتصادی خسارت مقداری از درآمد محصول از بین خواهد رفت. در ماورای آستانه اقتصادی خسارت کشاورز قادر نخواهد بود به همان نسبتی که برای مبارزه با بیماری هزینه نموده درآمد خود را افزایش دهد(هزینه مبارزه بیشتر از مقدار درآمد خواهد بود). اگر مبارزه در نقطه تحمل یا آستانه خسارت(N1) با موفقیت شروع شود مقدار خسارت صفر خواهد شد ولی مقدار هزینه ای که صرف کنترل گردیده به حساب گرفته نمی شود.

مساله آستانه اقتصادی خسارت بسیار پیچیده تر از وضع ساده ای است که شرح داده شد. موضوعی که اغلب متخصصان گیاهپزشکی را دچار گمراهی نموده و تصور می نمایند وقتی آستانه خسارت برای یک موضوعی می توان آن را عمومیت داده و برای تمام موارد مشابع به کار برد، در حالی که چنین چیزی امکان پذیر نخواهد بود. در سال 1976 شومیکر مشخص نمود که آستانه اقتصادی خسارت فقط مخصوص همان موضوعی است که برای آن تهیه شده، زیرا به متغیری مانند جمعیت عامل وابسته است.

نقطه تحمل بیماری(N1) عاملی متغیر است زیرا عواملی از قبیل زمان آلودگی، نوع عملیات زراعی ،منطقه جغرافیایی، شرایط آب و هوای و نیز نرخ تغییر محصولات زراعی در بتزار بر آن اثر نهاده و آستانه اقتصادی خسارت نیز تغییر خواهد نمود. مواردی که رابطه درآمد محصول و تراکم عامل بیماری را تعیین می نمایند عبارت اند از:

1.نقطه شروع خسارت یا نقطه تحمل بیماری

2.سرعت کم شدن درآمد(قیمت واحد*مقدار محصول)که این موارد به فشار ناشی از بیماری بستگی دارد.

نقطه شروع خسارت پدیده ای فیزیولوژیک و مربوط به رابطه اختصاصی بین عامل بیماری و محصول کشاورزی است.از طریق روش های تجربی می توان رابطه بین تراکم عامل بیماری و مقدار محصول را تعیین نمود و این رابطه می تواند منتهی به ایجاد مدل های از طریق کامپیوتر برای برآورد مقدار(کمیت) محصول گردد. در طول یک دوره زمانی آستانه خسارت از طریق تغییر قدرت بیماری زایی عامل بیماری، استفاده از پیشرفت های تکنولوژی(که موجب کاهش هزینه های مربوط به کنترل بیماری می شود)، تغییر تمایلات کشاورزان به خطر پذیری و تفاوت هزینه زمان حال در مقابل هزینه های آتی (که با توجه به تورم بیشتر خواهد بود) تغییر خواهد کرد.

با پیشرفت بیماری، محصول کاهش بیشتری می یابد ولی حتی در بدترین شرایط ، این کاهش به صفر نمی رسد. دلیل آن باقی ماندن مقداری از محصول (هرچند کم و غیر قابل توجه) است. در چنین حالی برداشت محصول صورت نمی گیرد زیرا هزینه برداشت بیشتر از بهای محصول باقی مانده است.

آرمانی ترین استراتژی در مدیریت بیماری زمانی به کار می رود که منحنی های تولید محصول و پیشرفت بیماری از هم دورتر باشند. هزینه های کنترل زمانی به بیشترین بازدهی خواهد رسید که مناسب ترین روش مدیریت بیماری انتخاب گردد. اگر زمان مبارزه با بیماری زودتر انتخاب شود و روش مدیریت به گونه ای باشد که مبارزه با تکرارهای فراوان همراه باشد هزینه های کنترل افزایش یافته و از مقدار درآمد مورد انتظار خواهد کاست.

منطقی ترین روش اینست که به گونه ای مدیریت نمایم که با کمترین هزینه بیشترین محصول بدست آید و این یک روش مناسب و کاملا اقتصادی در کنترل بیماری است. خیلی زود شروع کردن و تکرار فراوان روش های کنترل به همان اندازه نادر است که بسیار دیر شروع کردن و بسیار اندک مبارزه نمودن غیر اصولی می باشد.

در نمودار تیپ1 آفت ناقل بیماری است

در نمودار تیپ2 گیاه ابتدا در مرحله ای از رشد است که نسبت به آفت متحمل است و یا خسارت باعث کاهش محصول نمی گردد و سپس محصولش کاهش می یابد

آفت اندوژنوز( (endogenous: این آفات اساسا در محصولات باقی می مانند و اگر کنترل نشوند می توانند از محصول جاری به محصول سال بعد منتقل شوند مثل بذر علف های هرز، نماتدها، قارچ های خاک زاد. مدیریت این گروه از بیماری ها نیازمند یک استراتژی است که بتواند آفت را در یک سطح قابل قبول نگه دارد که برای محصول سال بعد بی خطر باشد.

آفت اگروزنوز(exogenous) : این آفات در مزرعه حرکت می کنند مثل حشرات و بیماری های هوازاد. اینها ممکن است فقط در یک سال بخصوص باعث ایجاد مشکل شوند، که یا از بین می روند ویا به منطقه دیگری مهاجرت می کنند. در مدیریت این گروه از آفات به جمعیت  آفت در آن سال بخصوص بستگی دارد.

 

مثال:

تحقیقی به مدت سه سال 85-83 در قطعات باغ چای آلوده به نماتد ایستگاه تحقیقات چای شهید افتخاری فومن (فشالم)، به منظور تعیین آستانه اقتصادی خسارت صورت پذیرفت. جهت محاسبه آستانه اقتصادی خسارت، اولاٌ مقدار درآمد حاصل از عملکرد چای در باغ سالم، آلوده به نماتد مولد زخم ریشه چای و آلوده مبارزه شده محاسبه و ثانیاً مقدار هزینه های (نهادی و کارگری) مربوط به مبارزه به دست آمد. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح آماری بلو کهای کامل تصادفی در شرایط باغ چای بهمرحله اجرا درآمد. براساس این تحقیق، آستانه خسارت اقتصادی نماتد مولد زخم ریشه چای در شرایط باغ، میزان جمعیت اولیه 80 نماتد در یک صد گرم خاک در فصل زمستان می باشد. جمعیت های زمستانه کم تر از میزان اشاره شده توسط میزبان قابل تحمل بوده و جمعیت های بیش از آن تا میزان جمعیت اولیه یک نماتد در هر گرم خاک در فصل زمستان خسارت اقتصادی وارد نموده، ولی جهت مبارزه از روش های مبارزه غیرشیمیایی می توان استفاده نمود. در جمعیت های زمستانه بیش از یک نماتد در هر گرم خاک، مبارزه شیمیایی نیز مقرون به صرفه بود. در روش مبارزه غیرشیمیایی آستانه خسارت اقتصادی نماتد معادل 2800 کیلوگرم برگ سبز چای یا 625 کیلوگرم چای خشک در هکتار برآورد شد. این آستانه در مبارزه شیمیایی معادل 6700 کیلوگرم برگ سبز یا 1490 کیلوگرم چای خشک در هکتار تعیین گردید.

 

 

 

 

 

 

 

مثال:

تعیین آستانه اقتصادی خسارت علف هرز تاج خروس در مزرعه لوبیا سبز؛ که در آزمایش های که طی چند تیمار انجام گرفت مشخص شد که سبز شدن تاج خروس در تراکم 8 بوته در هر متر در ردیف از 6 و 8 هفته اول دوره رشد لوبیا به بعد، کاهش عملکرد به ترتیب حدود 5/21 و 2/6 درصد را در مقایسه با شاهد موجب شد. با در نظر گرفتن حداکثر کاهش عملکرد مجاز برابر 10 درصد در لوبیا سبز، کنترل تاج خروس بایستی در صورت سبز شدن آن در مزرعه لوبیا سبز در طول 6 هفته اول دوره رشد انجام گیرد و آستانه اقتصادی خسارت یا مرحله بحرانی تاج خروس در مزرعه در سطح تراکم مورد مطالعه تا 6 هفته اول دوره رشد تعیین شد.

 

محاسبه سطح زیان اقتصادی بر اساس 4 پارامتر است:

1.هزینه کنترل؛ با سطح زیان اقتصادی رابطه مستقیم دارد.

2.تحمل گیاه؛ تحمل گیاه نسبت به آفت با سطح زیان اقتصادی رابطه مستقیم دارد.

3.ارزش بازاری محصول؛ با سطح زیان اقتصادی رابطه معکوس دارد.

4.شدت تغذیه حشره؛ شدت تغذیه هر حشره با سطخ زیان اقتصادی رابطه معکوس دارد.

فرمول محاسبه سطح زیان اقتصادی:

EIL=

EIL: سطح زیان اقتصادی

:Cمیزان هزینه کنترل(ریال در هکتار)

:Vارزش بازاری محصول(ریال در کیلوگرم)

:Dمقدار کاهش محصول به ازائ تعداد حشره میانگین در واحد سطح(کیلوگرم محصول به ازائ هر حشره)کاهش پیدا می کند.

:Kضریب کنترل نسبت تعداد حشره کاهش یافته در اثر عملیات کنترل که به صورت درصد بیان می شود.

تصمیمات اتخاذ شده توسط کشاورزان در رابطه با آفت بوسیله چهار عامل کنترل می شود:

1.سطحی از حمله آفت که باعث ایجاد خسارت می شود

2.گزینه های که برای یک کشاورز وجود دارد مثل؛ رقم مقاوم، سموم مناسب، نوع فرهنگ مردم

3.در دسترس بودن و مناسب بودن گزینه های برداشت برای کشاورز

4.اهداف کشاورز؛ از جمله اهداف پولی ونگرش خود به خطرات مالی، و ارزش های جامعه

 

در مبارزه تلفیقی تعیین آستانه اقتصادی خسارت نقش بسیار مهم و تعیین کننده دارد. تا کنون پرداختن به این مساله بسیار مشکل بوده است زیرا تعیین جمعیت عامل بیماری زا و تشخیص دقیق زمان آلودگی، به دلیل کوچک بودن بیش از حد این عوامل، کار بسیار دشواری است که هزینه فراوان و زمان طولانی را می طلبد. لذا این فکر قوت گرفته است که برای آستانه اقتصادی خسارت بهتر از علائم بیماری و مقدار خسارت وارد شده استفاده گردد. امکان استفاده از این پیش فرض برای بیماری های مربوط به برگ که مقدار آلودگی آن زیاد باشد فراوان است. اتخاذ تصمیم جهت شروع مبارزه، به عوامل بیولوژیک، اکولوژیک، منطقه، و شرایط اقتصادی بستگی دارد.

آرمان هر کشاورز به حداکثر رسانیدن درآمد خویش از طریق انجام کشاورزی است. برای بازگرداندن هزینه های که صرف اداره کردن بیماری گردیده او باید همانطور که اقتصادی بودن تولید فعلی را در نظر گرفته، به محصول آینده نیز فکر کند.ممکن است برای یک کشاورز مقرون به صرفه تر باشد که مقداری خسارت را در زمان معینی تحمل نماید و به ازای آن از سرعت مقاوم شدن یک عامل بیماری (نسبت به سموم) کاسته ویا از ایجاد نژاد های جدیدعامل بیماری جلوگیری کند. تحمل این چنین خطری را باید با احتمال خطرات جدی آینده مقایسه و به آن بهای کافی داد و آن را اجرا نمود. سودمند بودن مبارزه با بیماری و درک خطر آینده دو عامل مهمی هستند که هر کشاورز باید در تمام برنامه های اداره نمودن بیماری های گیاهی به صورت توام مدنظر داشته باشد.-

 

 

 

منابع

میر شکاری،ب.محمدی نسب،ع.پور یوسف،م.تعیین آستانه اقتصادی خسارت علف هرز تاج خروس در مزرعه لوبیا سبز.دانشگاه تبریز

سراجی،ع.پوررجم،ا.1385تعیین استانهاقتصادی خسارت نماتد مولد زخم ریشه چای در ایران. مرکز تحقیقات چای کشور

خانجانی،م.خلقانی،ج.1387.اصول کنترل آفات.سازمان ترویج،آموزش و تحقیقات کشاورزی

آهون منش،ع.1386.اصول مبارزه با بیماریهای گیاهی.دانشگاه صنعتی اصفهان

www.knowledgebank.irri